تبليغاتX

آغاز  كلام  را  با ياد خالق عشق خداوند شعر و زيبايي  آذين  بسته  وپنجره  نگاهتان  را به  تماشاي  كبوتر  احساس  در  اسمان  تخيلم  مي گشايم  و به  اميد  ياريش  دفتر  دلم  را  مي كنم  تقديم  به  تمامي  اناني  كه  با  عشق  آغاز  مي كنند  با مهرباني  پيش  مي روند  و با  صداقت  مي ميرند

عشق بارونی - فاصله............

چند روزه دلم گرفته اما نیستی که ببینی
من برات غزل بخونم تو کنار من بشینی
آره خیلی وقته رفتی شب من هم بی ستاره ست
دفتر شعرای عشقم وقتی نیستی بی ترانه ست
بی تو بودن واسه ی من شده عادت شب و روز
رفتی و چیزی نذاشتی غیر غصه های دیروز
دلتو از من بریدی شدی هم خونه ی شادی
من برات موندم ولی تو دل به یه غریبه دادی
می دونم چیزی نداشتم واسه ی تو غیر غصه
اما کی به جز دل من حال قلبتو می پرسه؟
فاصله وقتی رسیدی واسه ی من شد فراموش
واسه یکبار هم نشد که تو رو حس کنم در آغوش
فاصله یعنی گذشتن از تموم غصه هامون
اما فاصله گرفتی با همه گذشته هامون
اون روزای عاشقونه که توی دلم نشستی
اومدی و در به روی همه دلتنگی ها بستی
اون روزایی که من و تو آخر ترانه بودیم
واسه زندگیه فردا شعر خوشبختی سرودیم
خاطرات تلخمون رو جا گذاشتیم توی دیروز
چقدر سختی گشیدیم تا رسیدیم ما به امروز
اما چی شد که دل تو بادل من شد غریبه؟
انگاری دلم تو دنیا از خوشی ها بی نصیبه
کاشکی که مابرمی گشتیم به همون روزای تازه
کاشکی که دوباره قلبم دل به عشق تو ببازه

 

 

+ نوشته شده توسط ملیحه در یکشنبه 22 بهمن1385 و ساعت 9:1 PM |