تبليغاتX

آغاز  كلام  را  با ياد خالق عشق خداوند شعر و زيبايي  آذين  بسته  وپنجره  نگاهتان  را به  تماشاي  كبوتر  احساس  در  اسمان  تخيلم  مي گشايم  و به  اميد  ياريش  دفتر  دلم  را  مي كنم  تقديم  به  تمامي  اناني  كه  با  عشق  آغاز  مي كنند  با مهرباني  پيش  مي روند  و با  صداقت  مي ميرند

عشق بارونی - بی نشان............

 

شاخه ای شقایق سرخ به نشانه بر سپید ردپایت می نشانم

رد پایت در آسمان گم می شود کهکشانی از شقایق و شب بو.

نه حتی این نیایش نه حتی این نسیم و نه حتی

هیچ کلمه ی دیگری بوی واژه های نگاه تو را نمی دهد

هنوز هم به آن لخظه ای می اندیشم که تو

خیس خلسه در متن خنجر و زخم خاکستر شدی.....

نشانی تو را ازآسمان پرسیدم
به شکوفه های بی نشان اشاره کرد و نم نم گریست
نشانی تو را از آفتاب پرسیدم
نگاهش در افقهای دست نیافتنی گم شد
در مرور کلمات دنبال الفبای ردپای تو می گردم
دنبال چیزی شبیه کهکشانی از شقایق و شب بو اما
نه حتی این نیایش و نه حتی این نسیم و نه حتی هیچ کهکشانی
بوی واژه های نگاه تو را نمی دهد

+ نوشته شده توسط ملیحه در شنبه 22 اردیبهشت1386 و ساعت 9:42 PM |