
شاخه ای شقایق سرخ به نشانه بر سپید ردپایت می نشانم
رد پایت در آسمان گم می شود کهکشانی از شقایق و شب بو.
نه حتی این نیایش نه حتی این نسیم و نه حتی
هیچ کلمه ی دیگری بوی واژه های نگاه تو را نمی دهد
هنوز هم به آن لخظه ای می اندیشم که تو
خیس خلسه در متن خنجر و زخم خاکستر شدی.....
نشانی تو را ازآسمان پرسیدم
به شکوفه های بی نشان اشاره کرد و نم نم گریست
نشانی تو را از آفتاب پرسیدم
نگاهش در افقهای دست نیافتنی گم شد
در مرور کلمات دنبال الفبای ردپای تو می گردم
دنبال چیزی شبیه کهکشانی از شقایق و شب بو اما
نه حتی این نیایش و نه حتی این نسیم و نه حتی هیچ کهکشانی
بوی واژه های نگاه تو را نمی دهد

+ نوشته شده توسط ملیحه در شنبه 22 اردیبهشت1386 و ساعت
9:42 PM |

